تبليغاتX
عشق به خدا
عشق به خدا
عشق من ؟

کد روز شمار محرم

کد روز شمار محرم | سایت گل نرگس | www.golenarges.com

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

سلام خدمت همه دوستان عزیز، می دونم عاشقان امام حسین(ع) از خیلی وقت پیش تر دلشون بوی محرم را حس کرده می دونم عاشقان امام حسین(ع) ۷۲ شب مانده به محرم دلشون بوی کربلا گرفته بود،  این پست درد دل عاشقان است، این پست درد دل منتظران است این پست برای آنهایی ست که روز ها را می شمارند تا فرا رسیدن روز موعود.

این پست تقدیم به سَید و مولایم حضرت مهدی(عج).

کد روز شمار محرم برای وبلاگ یا وب سایت شما

 

دریافت کد روز شمار

 

× نوشته شده توسط محمد | لینک ثابت |



قالب امام رضا(ع)(به مناسبت ولادت امام رضا(ع))

قالب امام رضا(ع) (وبلاگ راه عشق)

سلام، دهه ی کرامت را به حضرت ولی عصر(عج) ارواحنا فداه  و همه ی شیعیان آن حضرت تبریک عرض میکنم. به مناسبت فرا رسیدن ولادت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) قالب زیبایی برای شما آماده کردیم که امیدواریم استفاده کنید. این قالب برای بلاگفا بوده  و همچنین این قالب با مرورگرهای Opera , FireFox نیز سازگاری کامل دارد.

 

مشاهده قالب | دریافت قالب

 

× نوشته شده توسط محمد | لینک ثابت |



قالب حضرت معصومه(س)

 

قالب حضرت معصومه(س)(سایت گل نرگس)(وبلاگ راه عشق)

سلام به همه ی دوستان، ولادت حضرت معصومه(س) را تبریک عرض می کنم.

به همین مناسبت قالب زیبایی به مناسبت ولادت حضرت معصومه(س) برای شما آماده کردیم که امیدواریم استفاده کنید. این قالب با مرورگرهای firefox و Opera سازگاری داره. امیدوارم استفاده کنید. التماس دعا

مشاهده قالب | دریافت قالب

× نوشته شده توسط محمد | لینک ثابت |



ولادت امام جواد(ع) و حضرت علی اصغر(ع) مبارک باد

راه عشق

 

امام جواد(ع): هر کس به غیر خدا روی آورد، خداوند او را به همان کس واگذارد.

امام جواد(ع): در ظاهر دوست خدا و در پنهان دشمن او نباش.

امام جواد(ع): اظهار چیزی قبل از آنکه محکم و حتمی شود باعث تباهی آن کار است.

× نوشته شده توسط محمد | لینک ثابت |



مظلومیت

السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)

 

فرشتگان بال در بال پرواز می کردند و فرود می آمدند، آن چنان که آسمان را به تمامی می پوشاندند.
دو فرشته پیش روی آنها بودند که طلایه دارشان به نظر می آمدند.
آمدند سلام کردند و مرا در هودج بال های خود به آسمان بردند، ناگهان بوی بهشت به مشامم رسید و بعد باغ ها و بوستان ها و جویبارها، چشمم را خیره کردند.
حوریه ها صف در صف ایستاده بودند و ورود مرا انتظار می کشیدند.
اول خنده ای بسان واشدن گلی و بعد هم با هم گفتند:
- خوش آمدی ای مقصود خلقت بهشت و ای فرزند مخاطب (( لولاک لما خلقت الافلاک))
ملائکه باز هم مرا بالاتر بردند قصرهای بی انتها، حله های بی همانند، زیورهای بی نظیر.
و بعد نهر آبی سفید تر از شیر، خوشبوتر از مشک.
وبعد قصری. و چه قصری
گفتم:
- اینجا کجاست؟ این چیست؟ از آن کیست؟
گفتند:
- اینجا فردوس اعلی است، برترین مرتبه ی بهشت. منزل و مسکن پدر تو و پیامبران همراه او و هر که خدا با اوست. این نهر کوثر است.
قصر انگار از دُرّ سفید بود و پدر بر سریری تکیه زده بود. مرا که دید از جا برخاست، در آغوشم گرفت به سینه اش چسباند و میان دو چشمم را بوسه زد. به من گفت:
- اینجا جایگاه تو، شوی تو و فرزندان و دوستداران توست. بیا دخترم که سخت مشتاق تو ام. من گفتم:
- بابا! بابا جان! من مشتاق ترم به تو. من در آتش اشتیاق تو می سوزم.
زنده شدم وقتی که باز - اگر چه در خواب - پیامبر را، پدر را صدا کردم و صدای او را شنیدم. یادم آمد که این افتخار، تنها از آن من است که می توانم او را بی هیچ کنیه و لقب، بابا صدا کنم. وقتی ان آیه  نازل شد که:
((لا تَجعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَینَکُم کَدُعاءِ بَعضُکُم بَعضا ... ))
من پدر را پیامبر و رسول الله صدا کردم و او دستی از سرِ مهر بر سرم کشید و گفت:
- این آیه برای دیگران است فاطمه جان. تو مرا همان بابا صدا کن. تو به من بابا بگو. بابا گفتن تو قلب مرا زنده تر می کند و خدا را خشنودتر.
شاید او هم می دانست که چه لطفی دارد برای من، پیامبر با آن عظمت را بابا صدا کردن.
پدر گفت که همین امشب میهمان او خواهم بود.
اکنون علی جان! ای شوی همیشه وفا دارم! ای همسر همواره مهربانم! من عازمم. بر من مُسَلَم است که از امشب میهمان پدرم و خدای او خواهم بود.
گریزانم از این دنیای پر بلا و سراسر مشتاقم به خانه ی بقا. تنها دل نگرانی ام برای رفتن، تویی و فرزندانم. شما تنها پیوند میان من و این دنیائید که کار رفتن را سخت می کنید اما دلخوشم به اینکه شما هم آخرتی هستید، مال آنجائید. شما جسمتان در اینجاست. دیدار با شما از آنجا و در آنجا آسان تر است.
علی جان! ولی جدا شدن از تو همین قدر هم سخت است. به همین شکل هم مشکل است. به خدا می سپارم شما را و از او می خواهم که سختی های این دنیا را بر شما آسان کند.
 علی جان! من در سال های حیاتم همیشه با تو وفادار بوده ام، از من دروغ، خدعه ، خیانت هرگز ندیده ای. لحظه ای پا از حریم مهر و وفا و عفاف بیرون نگذاشته ام. برخلاف فرمان و خواست و میل تو حرفی نگفته ام، کاری نکرده ام.
اعتقادم  همیشه این بوده است که جهاد زن، رفتار نیکو با همسر است، خوب شوهر داری است. و از این عقیده تخطی نکرده ام.
علی جان! مرگ، ناگزیر است و انسانِ میرنده ناگزیر از وصیت و سفارش.
علی جان! به وصیت هایم عمل کن، چه آنها را که در رقعه ای مکتوب آورده ام و چه اینها که اکنون می گویم.
در آنجا باغ های وقفی پیامبر را نوشتم که به حسن بسپاری و او به حسین و حسین به امامان پس از خویش تا آخر.
اینها را نوشته ام اما حرف های مهم تر مانده است.
اول اینکه تو پس از من ناگزیری به ازدواج کردن، ازدواج کن.
دوم اینکه مرا در تابوتی به همان شکل که گفته ام حمل کن تا محفوظ تر بمانم.
و سوم، مرا شبانه غسل بده - از روی پیراهن - بر من شبانه نماز بگذار و مرا شبانه و مخفیانه دفن کن و مدفنم را مخفی بدار. مبادا مردمی که بر من ستم کرده اند، بخصوص آندو، بر جنازه و نماز و دفنم حاضر شوند و از مکان دفنم آگاهی بیابند.
یاران معدود و محدودمان با تو شرکت بجویند در نماز خواندن و تشییع جنازه و دفن، اما بقیه نه.
... و ای گریه نکن علی جان! من گریه ام برای توست، تو چرا گریه می کنی. تو مظلوم ترین مظلوم عالمی، گریه بر تو رواتر است. من آنچه کردم برای دفاع از حقوق مغضوب تو بود. من می دانستم که رفتی ام، پدر مرا مطمئن کرده بود ولی هم می دانستم و می دانم که پس از رفتنم بر تو چه خواهد رفت. و این جگر مرا آتش می زد و مرا به تلاطم وا می داشت.
پس تو گریه نکن علی جان! عالم باید برای این همه مظلومیت تو گریه کند.
اکنون اول خلاصی من است، ابتدای راحتی من است اما آغاز مصیبت توست.
پس تو گریه نکن و جگر مرا در این گاه رفتن، بیش از این مسوزان.
تو را و کودکانمان را به خدا می سپارم علی جان! سلام مرا تا قیامت به فرزندان آینده مان برسان.
راستی علی جان! پسر عمو! تو هم می بینی آنچه را که من می بینم؟. این جبرئیل است که به من سلام می کند و تهنیت می گوید.
- و علیک السلام.
این میکائیل است که سلام می کند و خیر مقدم می گوید:
- و علیک السلام.
این ها فرشتگان خدایند، این ها فرستادگان خداوند اند که از سوی خدا به استقبال آمده اند.
چه شکوهی! چه غوغایی! چه عظمتی!
- و علیکم السلام.
و این علی جان به خدا عزرائیل است که بر من سلام می کند.
- و علیک السلام یا قابضَ الاَرواح. بگیر جان مرا اما با مدارا.
(( خدای من! مولای من! به سوی تو می آیم، نه به سوی آتش.))
(( سلام بابا! سلام به وعده های راستین تو! سلام به لبخند شیرین تو! سلام به چشم های روشن تو!))

 

برگرفته از کتاب کشتی پهلو گرفته نویسنده سید مهدی شجاعی

× نوشته شده توسط محمد | لینک ثابت |



فتح خون

اسلام علیک یا اباعبدالله الحسین(ع)

راوی:

هنوز نیم قرن از حجّة الوداع نگذشته، امّت محمّد(ص) تیغ بر اوصیاء او کشیده اند و با نام اسلام، قلب اسلام که امام است می درند!

اجسامشان به جانب قبله نماز می گزارند، امّا ارواحشان هنوز همان اصنامی را می پرستند که ابراهیم شکسته بود. اجسامشان به جانب قبله نماز می گزارند، امّا ارواحشان با باطن قبله که امامت است، پیکار می کنند. جاهلیت ریشه در درون دارد و اگر آن مشرک بت پرست که در درون آدمی است ایمان نیاورد، چه سود که بر زبان لا اله الا الله براند؟ آنگاه جانب عدل و باطن قبله را رها می کند و خانه ی کعبه را عوض از صنمی سنگی می گیرد که روزی پنج بار در برابرش خم و راست شود و سالی چند روز گرداگردش طواف کند. و ایکاش تا همین جا بسنده می کرد و قلب قبله را با تیغ نمی درید.

عجبا! جهان را ببین که چه سان وارونه می شود!

                       برگرفته از کتاب فتح خون(شهید سید مرتضی آوینی)

× نوشته شده توسط محمد | لینک ثابت |



عشق نوعی عجز است و عاشق، عاجز است.

عشق نوعی عجز است و عاشق، عاجز است.


عجزی که عاشق احساس می کند، با دیگر عجز ها متفاوت است. انسان هر چه را بیشتر دوست بدارد، در برابر آن ناتوان تر می شود. وقتی عشق شدت می یابد، عجز قوّت می گیرد. هر چه ارتباط عاطفی مثبت انسان با موجود دیگر شدید تر شود، بی سلاح تر می شود. از این نظر روند دوستی هر چه به پیش رود، فرد عاجز تر می شود؛ چنان که حضرت علی (ع) که خود بزرگترین عاشق و عارف به خداوند است، در وصف حال خود به این عجز اشاره می کند:
{ خدایا! این بنده ای تو است که تو را یگانه می خواند و توحید و یگانگی تو را سزا است، و جز تو کسی را سزاوار این ستایش ها نمی داند. خدایا! مرا به درگاه تو نیازی است که جز فضل تو جبران نکند، و آن نیازمندی را جز عطا و بخشش تو به توانگری مبّدل نگرداند.}(همان،خطبه ی ۹۱،ش ۱۰۳ و ۱۰۴.)
در این عبارت، امام (ع) پس از اقرار کردن به توحید و صفات ویژه ی الاهی، در برابر او احساس ناتوانی می کند و یگانه برطرف کننده ی این عجز و فقر را خدای تبارک و تعالی می داند. نمونه ی این عجز را می توان در محبّت هایی که پدر و مادر به فرزندان خود دارند دید. این خاصیت در عشق انسان به خدا خیلی لازم است، چون تا انسان احساس عجز نکند، اعتصام نمی یابد. کسانی که احساس عجز نمی کنند، هرگز عاشق خدا نمی شوند؛ بدین لحاظ خداوند در قرآن فرموده است:
(( وقتی که انسان احساس بی نیازی بکند، سرکشی می کند.))(علق(96)،7)
همچنین حضرت در وصف اهل الذکر می فرماید:
{ در گرو نیاز به فضل خدایند و اسیر ذلّت در برابر عظمت اویند؛}(نهج البلاغه، خطبه ی 222، ش 14 و 15.)
یعنی آن ها همواره خود را نیازمند به خدا می دانند و در برابر عظمت و جلال او احساس عجز و ذلت می کنند. با این سخنان می بینیم که حضرت نیز بر این صفت فرد عاشق تاکید دارد.

 

برگرفته شده از کتاب تربیت دینی از دیدگاه امام علی (ع) نوشته ی مهدی ابوطالبی

× نوشته شده توسط محمد | لینک ثابت |



هرزه کلامی

حضرت امام صادق(ع) به سفیان ثوری فرمود: پدرم مرا به سه چیز ادب کرد و از سه چیز بازداشت؛ سه چیزی که مرا بدان ادب کرده، این است که فرمود: پسرم! کسی که با دوست بد همنشین گردد، سالم نمی ماند؛ کسی که در گفتار خود مقیّد نباشد، پشیمان (و گرفتار حسرت) می شود؛ و کسی که به مکان های بد وارد می شود، متهم می گردد؛ اما سه چیزی که مرا نهی کرده، دوستی با سه گروه است: دوستی با کسی که هنگام نعمت، حسادت ورزد، کسی که هنگام مصیبت شماتت کند و کسی که نمّام و سخن چین است؛

بحار،ج۷۵،ص۲۶۱.

برگرفته از کتاب حسرت نامه قیامت(موسسه پژوهشی فرهنگی اشراق زیر نظر علی مویدی)

× نوشته شده توسط محمد | لینک ثابت |



اخلاق مومنان

اخلاق مومنان
سبزواری می گوید:{امام} حسن بن علی (ع) فرمود:
از اخلاق  مومن این است که در دین {و دینداری، با نشاط و } توانمند؛ و در نرمخویی ، بزرگوار؛ و در علم {و شناخت امور}، دوراندیش؛ و بردباریِ {در برابر نامردان}، دانا؛ و در انفاق {و کمک به نیازمندان}، فزون بخش؛ و در عبادت، میانه رو؛ و در طمع، پرهیزکار؛ و در پایداری، نیکوکار است؛ بر کسی که دشمن دارد، ستم نمی کند؛و در {راه} کسی که دوست دارد گناه نمی کند؛  و آنچه را برای او نیست ادّعا نمی کند؛ و حقّی را که به زیان اوست انکار نمی کند؛ بدگویی و عیب جویی، و غرض ورزی ندارد؛ در نماز، خاشع است و در زکات فزون بخش؛ در فراخ روزی {و آسودگی}، سپاسگذار است و در بلا {و گرفتاری}، بردبار؛ به آنچه که دارد قانع است؛ خشم، او را {با خود} نبرد، و آزمندی، او را سرکش نکند؛ با مردم می آمیزد{رفت و آمد میکند} تا بداند؛ و خاموش می ماند تا در امان باشد؛ اگر کسی به او ستم کند، صبر می کند تا خدای پاداش دهنده، انتقام کشد.
جامع الاخبار: 339،ح 949

برگرفته از کتاب سخنان امام حسن(ع) نوشته علی مویدی

× نوشته شده توسط محمد | لینک ثابت |



یا علی

شهادت مولای مظلوم و غریبمان را به تمام شیعیان تسلیت می گوییم

× نوشته شده توسط محمد | لینک ثابت |




آخرین مطالب وبلاگ



Copyright 2010 Designer Mohammad Rfiei & raheshgh.blogfa.com